السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

438

تفسير الميزان ( فارسي )

اعمال اجتماعى كه انسان به منظور اغراض معنوى انجام مىدهد ، مثلا بالانشينى كه به منظور تجسم رياست ، و جلو افتادن كه به منظور تمثل سيادت و آقايى ، و خم شدن كه به منظور اظهار حقارت و كوچكى ، و بر زمين افتادن كه به منظور نهايت ذلت و افتادگى سجده كننده در قبال عزت و علو مقام مسجود انجام مىشود ، نام اين اعمال را به غرضهاى آنها نيز داده و آنها را هم به همان نام مىنامند ، مثلا همانطور كه جلو افتادن را تقدم مىگويند ، سيادت و آقايى را هم تقدم مىخوانند ، و هم چنان كه انحناء و خم شدن مخصوص را ركوع مىگويند ، حقارت و كوچكى را هم ركوع مىگويند ، و همانطور كه به خاك افتادن را سجده مىگويند ، تذلل را هم سجود مىگويند ، همه اينها به اين عنايت است كه برسانند كه منظور از اين اعمال اجتماعى همان غرضها و نتائج آن است ، و گرنه هيچ غرضى به خود آن اعمال تعلق نگرفته است . و به همين نظر است كه قرآن كريم اين گونه اعمال و نظائر آن از قبيل قنوت و تسبيح و حمد و سؤال و امثال آن را به همه موجودات نسبت مىدهد و مىفرمايد : « كُلٌّ لَه قانِتُونَ » « 1 » ، و نيز مىفرمايد : « وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِه » « 2 » و نيز مىفرمايد : « يَسْئَلُه مَنْ فِي السَّماواتِ وَالأَرْضِ » « 3 » و نيز مىفرمايد : « وَلِلَّه يَسْجُدُ ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الأَرْضِ » « 4 » . و فرق ميان اين امور ، در صورت انتسابش به موجودات ، و در صورت وقوعش در ظرف اجتماع بشرى اين است كه : غايات و غرضهاى آنها ، در قسم اول به حقيقت معنايش موجود است ، بخلاف قسم دوم ، كه غرض از آن امور ، به نوعى از وضع و اعتبار تحقق مىيابد ، مثلا ذلت موجودات و افتادگى آنها در برابر ساحت عظمت و كبريايى خداوند ذلت و افتادگى حقيقى است ، بخلاف به رو افتادن و زمين ادب بوسيدن در ظرف اجتماع بشرى كه بر حسب وضع و اعتبار ، ذلت و افتادگى است ، به نشانه اينكه بسيار اتفاق مىافتد كه اين به خاك افتادن و سجده انجام مىشود ، ولى از آن تعظيم و اظهار ذلت فهميده نمىشود . پس اينكه فرمود : * ( « وَلِلَّه يَسْجُدُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَالأَرْضِ » ) * از همان نظرى است كه اشاره نموديم ، و اگر اختصاص داد به صاحبان عقل و فرمود : * ( « مَنْ فِي السَّماواتِ وَالأَرْضِ » ) * و نفرمود : ما فى السماوات و الارض ، با اينكه اين سجده و ذلت ، اختصاص به آدميان و فرشتگان ندارد ،

--> ( 1 ) همه او را بندگى و عبادتكننده‌اند . سوره بقره ، آيه 116 . ( 2 ) هيچ موجودى نيست مگر آنكه خدا را به حمد و ثنايش تسبيح مىگويد . سوره اسرى ، آيه 44 . ( 3 ) آنچه در زمين و آسمانها هست همه از او درخواست مىكنند . سوره الرحمن ، آيه 29 . ( 4 ) آنچه كه در آسمانها و زمين است همه خدا را سجده مىكنند . سوره نحل ، آيه 49 .